هرم انتخاب

دو مرد جوان با نگرش‌ها، توانایی‌ها و سلامت روانی مشابه را تصور کنید. هر دو نسبتاً صادقند و نگرشی بینابینی به تقلب کردن دارند: معتقدند خوب نیست، ولی بدترین جنایت عـالـم هـم نیست. حال هردویشان در میانه آزمون ورودی به دانشگاه هستند. هردوشان سر پرسش مهمی در زمینه مقاله نویسی ذهنشان خالی می‌شود. شکست در مقابل چشمانشان پدیدار می شود... درست در همین زمان هردویشان فرصتی برای تقلب پیدا می‌کنند تا از روی دست دانشجوی دیگری بنویسند. پس از مکثی طولانی و دردآور، یکی شان تسليم وسوسه می‌شود و دیگری مقاومت می‌کند. تصمیم این دو به اندازه مویی از هم فاصله دارد. هر کدامشان به سادگی ممکن بود تصمیم دیگری بگیرد. حاصل تصمیم هر کدامشان مهم است؛ امـا بـه بهای سنگین. یکی شرافتش را زیر پا می‌گذارد تا رتبه خوبی به دست آورد، و دیگری قید رتبه خوب را می زند تا شرافتش را حفظ کند.

صفحه 58