نومید نباش
نومید نباش
چون رهایت کردهام
و عشقات را گوشهای انداختهام؛
عشقی هست بزرگتر از عشق من
که میتواند تسکینات دهد
و با دستهایی نرمتر لمسات کند.
من دیگر برای تو
دوستانه و زیبا نیستم.
نه تنات میتواند خوشحالم کند
و نه شکوه موی سیاهات.
ولی من تحقیرت نمیکنم،
دوباره جذابیتات را به دست خواهی آورد
و با اشکهایی آهسته آرام خواهی شد؛
بهقدر کافی دوست داشته خواهی شد.