پیشگفتار

در سال‌های اخیر در چند نوشته ی مختلف به استعاره و نگرش ام درباب این فرایند اشاره کرده ام به همین دلیل شاید برای برخی از خوانندگان این مختصر حرف هایم تکراری نمایند. این در حالی است که فرض اولیه ام در مورد چگونگی تعبیر این فرایند هنوز ناشناخته باقی مانده است و لابد به این دلیل که حرف‌هایم را جدی نمی‌گیرند.

 

با نیم نگاهی به نوشته های امروزی در باب این فرایند ما با دو نگرش متمایز از یکدیگر مواجه می‌شویم که یکی گرفتار سنت دیرینه‌ی مطالعه ی استعاره شده و دیگری آن چنان عاشقانه به سراغ حرف‌های تازه درباب استعاره رفته است که هر نوع درکی را به این فرایند نسبت می‌دهد.