نه کاغذی دارم و نه قلمی. اگر بود شاید وحشتم را از مرگی زودرس در چهل‌وپنج‌سالگی می‌نوشتم. هنوز بیست سی سال فرصت دارم. کاش از پاریس برنمی‌گشتم. این‌جا خانه‌ام است و زبان روسی قلبم. می‌خواهم این کابوس را پشت‌سر بگذارم. شاید سکوت جرم است. خطا، چه خطایی کردم؟ در جلسه‌ی اتحادیه‌ی نویسندگان بی‌پروایی کردم و گفتم:« من ژانر جدیدی اختراع کرده‌ام، ژانر سکوت.» کار من نوشتن است، همین. کلمات و زن و زندگی.

صفحه 23