به این فکر کنید که برای دانش تفصیل یافته یا نمادین تره هم خُرد نمی کنند آن کسانی که کنج کافه ای خود را به موسیقی جاز مشغول می دارند. و تا چه حد دردناک است برای استادان و فضلا که بروند آنجا و به آنها بپیوندند.

ژاک لاکان

صحنه ای آشنا در نوشته های روان کاوانه است که آنالیزان می گوید: «زن را نمی‌دانم کیست؛ اما مطمئناً مادرم نیست» و روانکاو تفسیری ارائه می‌دهد چون «مطمئناً؟ یا مادر نیست؟» تا آنالیزان یا مراجع را به تأیید احتمال «شاید هم مادرم باشد» برساند. یا دیگری می گوید: «اصلا قصد توهین ندارم» و روانکاو می‌فهمد که اهانتی در پیش است.