می خوام که این دفتر خاطرات مال تو باشه، لورین. بستگی به تو داره که بخونیش یا نه، اما نمی خواستم وقتی می رم، تو دست های آدم اشتباهی بیفته.

شک ندارم که مادر پتولا میاد وهمه جا را بو می کشه که ببینه چی رو میر تونه به تاراج ببره. ازت ممنونم که برای پتولای من دوست خوبی بودی. دیگه هیچی تو این دنیا برام باقی نمونده، برای همین میخوام ازت خداحافظی کنم. متاسفم که مجبوری منو اون شکلی پیدا کنی.

صفحه 244