این نگرش است که اهمیت دارد.

روزی روزگاری، آدری هپبورن فقط یک دختربچه بود - دختری که به کلاس باله می‌رفت و آرزو داشت آنا پاولوای آینده باشد. دختری که با برادرهایش از درخت بالا می‌رفت، در اتاقش کتاب می‌خواند و گاهی احساس بی‌اطمینانی می‌کرد، اما یاد گرفته بود ادامه بدهد. دختری که عاشق این بود که دوست داشته شود، درست مثل همه‌ی ما.

همین طور که دخترک بزرگ می‌شد، با سختی‌ها و اتفاقاتی که در مقطعی از زندگی برای همه‌ی ما رخ می‌دهد روبه‌رو شد: ناامیدی، خستگی، کشمکش و خالی شدن حساب بانکی و البته برخی از اتفاقاتی که همه‌ی ما به‌راحتی نمی‌توانیم آن‌ها را درک کنیم: موفقیت یک‌شبه، سقط جنین و تهیه‌کننده‌های استودیو، آن هم در حالی که مردم دنیا دارند نگاهت می‌کنند.

اما مهم این است که او، بی‌توجه به اتفاقاتی که در زندگی‌اش رخ داد، درخشید. او هیچ وقت اشتباه اغلب ما را مرتکب نشد: هیچ وقت از یاد نبرد زندگی خودش یک فرصت درخشان است.

صفحه 25