امروز بعد از این همه سال پرسشی را که در مواجهه با عاشورا ذهنم را درگیر می‌کند بهتر می‌شناسم. فکر می‌کنم چه امام را دارای علم لدنی به شهادتش در آن زمین و زمان بدانیم و چه او را کسی بدانیم که ناگهان با بی وفایی خیل عظیمی از طرفداران تطمیع شده‌اش مواجه شده، تمام این مراسم درباره‌ی تصمیم او بر سر ننهادن حکومت یزید و نتایج آن است. این انتخاب با طبیعت او هماهنگ است؛ طبیعتی که خودش هدایت کرده. همه چیز از رفتن به سمت مرگ شروع می‌شود. چه چیز شجاعانه تر از انتخاب راهی است که از بزرگ‌ترین وحشت های بشری سر در می‌آورد؟ چطور ایمان، انتخاب مرگ قطعی را منطقی می‌کند؟

صفحه131