(صحنه فضایی باز در بیرون باروی شهرِ تسخیر شده ترواست. بر صحنه، دیوار های شهر، و در برابر آن دیوارها شاید سه کومه یا خیمه است که زنان اسیری را در خود جای داده‌اند که تنها جان به در بُردگانِ این شهرِ مغلوب‌اند. چند زن اسیر، به شهبانو هِکوب که حالا برده‌ایست که موهایش را از ته زده‌اند و جامه‌ای ژنده بر تن دارد یاری می‌دهند تا از کومۀ میانی به میانۀ صحنه بیاید که در آنجا بی‌هوش می‌شود. این زنان نیز جامه‌هایی همانند هکوب بر تن دارند. پس از مکثی کوتاه، پوزِویدون، از بالای دیوار های شهر یا از کنار صحنه به درون می‌آید.)

صفحه 11