مدهآ: به سخنان تو گمانِ بد نمیبرم. زنان آسان میشکنند و این خویشان است که اشکهاشان بیپروا سرازیر میشود.
اما گفتم بدینجا بیایی تا چیزی به تو بگویم، سخنی که باید گفته شود. چون این خواست شاهانه آنان است که مرا از این سرزمین برانند، آه بله! من خوب میدانم که این برای من نیز بهترین است که در اینجا بر سر راه تو و آن شاه نایستم؛ آنها میپندارند که من دشمن سرسخت آنانم، پس من از این سرزمین میروم. اما بگذار فرزندانت در دستان خودت ببالند. از کرئون بخواه که بگذارد آنان در اینجا بمانند.
صفحه ۴۴