در تمام شب حیوان در تالار جنبیده است

چیست این راهی که پایان نمی‌گیرد؟

در تمام شب کشتی ساحل را جسته است

کیستند این غایبانی که میخواهند بازگردند؟

در تمام شب شمشیر زخم را شناخته است

چیست این عذابی که هیچ به چنگ نمی‌گیرد؟

در تمام شب حیوان در تالار نالیده است

و نور تالارها را انکار کرده است و خون آلود کرده است

چیست این مرگی که هیچ علاج نمی‌گیرد؟