محمدرضا پهلوی، شاهنشاه، مردی بود که به دلیل خصوصیات خود شیفته انگارانه‌اش عمیقاً به دیگران وابسته بود. ذکر این مطلب که چگونه او به چنین شخصیتی تبدیل شد به دو دلیل ارزشمند است. داستان زندگی او این عقیده را قوت می‌بخشد که وی برای تقویت نیروی روانی خود به چهار منبع خارجی وابسته بود که همه آن‌ها در جریان انقلاب ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] تنهایش گذاشتند؛ به علاوه، این مطلب را تبیین خواهد کرد که وی چگونه به چنین شخصیتی تبدیل شد. ذکر این داستان در واقع بازگویی سابقه شخصی شاه است.

واقعیات اساسی مربوط به کودکی و جوانی شاه را همه می‌دانند، زیرا به کرات از زبان خود شاه، گروهی از زندگی‌نامه نویسان، و حکومت ایران بازگو شده است. کودکی او با رؤیای شاهزادگی همراه نبود، اما بسیاری از عناصر معمول تربیت‌های درباری را داشت.

صفحه ۵۱