صفات خداوند:

خداوند شبیه چیست؟

«این تکه نمک را در آب بگذار و صبحگاهان نزد من آی» 

شوتاكتو چنان کرد. سپس پدرش به او گفت: «آیا تکه نمکی را که شامگاه دیروز در آب نهادی، به یاد داری؟ ممکن است لطف کنی و آن را به اینجا بیاوری؟» 

او به دنبال تکه نمک گشت، امّا آن را نیافت. نمک کاملاً حل شده بود. 

پدر گفت: «لطفاً از بالای آب جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟»

«نمک»

«از میانة آن جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟» 

«نمک»

«از انتهای آن جرعه‌ای بنوش. شبیه چیست؟» 

«نمک»

«آن را بگذار و پیش من آی.» 

پسر چنان کرد. و نمک همان بود که بود.

پدر به او گفت: «عزیزم، به راستی تو نمی‌توانی هستی مطلق را در اینجا درک کنی، امّا به راستی که او اینجاست.»

«او گوهری بس لطیف است - او روح كلّ عالم است؛ او حقیقت مطلق است: روح مطلق است: او تو هستی، شوتاکتو!»

صفحه ۹۶