آیا منظورتان از «راحت کنار نیامدن با زندگی» هم از جنبه‌ی اقتصادی است و هم فلسفی؟

منظورم جنبه‌ی فلسفی است. احساس می‌کنم بزرگ شدن در خانواده‌ای ثروتمند و مرفه، برای ایجاد انگیزه در افراد عادی چندان مناسب نیست. اگرچه که بزرگ شدن در فقر هم، بر بزرگ شدن در طبقه‌ی متوسط برتری ندارد، اما من بزرگ شدن در طبقه‌ی متوسط را بر بزرگ شدن در طبقه‌ی مرفه ترجیح می‌دهم.

پس در این صورت توصیه می‌کنید که نویسنده‌های شما هرچند وقت یک بار، در رستوران‌های «ارزان‌قیمت» غذا بخورند؟

من می‌گویم اگر شما گه‌گاهی به چنین رستوران‌هایی نروید، سخت در اشتباهید. هم از این نظر که خوب است بدانید که بسیاری از مردم هستند که نمی‌توانند ده دلار برای ناهار یا شام خود هزینه کنند و هم اینکه، متوجه شوید که غذای آنجا خیلی خوب است. ]خنده[‌

صفحه 44