دیکنز، نیکلاس نیکلبی را پس از الیور تویست در سالهای ۹-۱۸۳۸ به صورت جزوه جزوه منتشر کرد. این اثر تقریباً جزو کارهای اولیه‌ی اوست و می‌توان گفت با اینکه رگه‌هایی از خلاقیت در آن موج می‌زند و طنزی گیرا و طرحی تقریباً جذاب دارد اما مسلماً به دلیل اصرار نویسنده برای کش دادن و طولانی کردن رمان (اثر اصلی تقریباً به هزار صفحه می‌رسد)، خالی از پرگویی و صحنه‌ها و شخصیت‌های زائد نیست، چیزی که در همه‌ی آثار اولیه‌ی نویسندگان بزرگ در قرن نوزدهم به چشم می‌خورد. از طرف دیگر این اثر مثل دیگر آثار دیکنز، چهره‌ی زشت فقر و بی‌عدالتی به خصوص نسبت به کودکان را به خوبی نشان می‌دهد و هر چند نمایی غم انگیز دارد اما در اینجا نیز دیکنز بنا به عادت همیشگی‌اش، مثل همه واقع گراهای اصلاح طلب، تلخی و شیرینی و زشتی و زیبایی را با هم عرضه و رمان غم انگیزش را با رنگهای شاد تزئین می‌کند.

مقدمه مترجم