هزار و یک شب آینه‌ی تمام نمایی‌ست از زندگانی و اندیشه‌ی مردمان رنگارنگ جامعه‌ای دربرگیرنده‌ی اقوام و ملت‌های گوناگون ـ در سراسر «قرون وسطی» ـ و بنابراین آمیزه‌ای ست از افکار بلند و ارزشمند و نیز کارهایی ننگین شرم‌آور. هم نمایشگر شادخواری و لذت جویی و عشرت طلبی و کامرانی صاحبان زور و زر است و هم نقش پرداز تلاش و معاش مردم رنج دیده و ستم کشیده‌ای که سقف خانه‌شان آسمان بود، وحتا، آن‌چنان‌که مشهور شده است، روی هم رفته بیشتر وصف حال کسانی ست که زندگانی شان نمایشگاهی بود از انواع تجمل و تفتن در بغداد، صحنه‌ی افسانه‌های معروف کتاب، و نیز در دیگر شهرهای بزرگ قلمرو پهناور اسلام.

در باب هزار و یک شب بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند و تقریباً اغلب این نوشته‌ها نیز کار غربیان است که بعضی از آنان هم شرق امروز را از دریچه‌ی چشم هزار و یک شب می‌دیده‌اند و هنوز هم می‌بینند. اینان سیه‌روزی ملل شرق را که به دست دولت‌های استعمارجوی‌شان فراهم آمده از یاد می‌برند و فراموش می‌کنند که شرق امروز دیگر شرق الف ليله نیست.

استاد جلال ستاری

برگرفته از کتاب «افسون شهرزاد»