هربار که فانتاسم یا آیینی مازخیستی را در نظر می گیریم، یکه می خوریم از این که اکیدترین کاربست قانون اثری معکوس آن چیزی را دارد که معمولا انتظارش را داریم (مثلا ضربه‌های شلاق، فارغ از این که مجازات کنند یا مانع از نعوظ شوند، آن را برمی‌انگیزند و تضمین می‌کنند). این برهانی برای پوچی {قانون} است. مازخیست که قانون را فرایندی جزایی می‌انگارد، ابتدا خودش را مجازات می‌کند، و در این مجازات به‌نحوی متناقض‌نما دلیلی می‌یابد که به او اجازه و دستور می‌دهد لذتی را تجربه کند که قانون بر او منع کرده است.

صفحه 87