رنج کشیدن سخت است، اما اثرش بر من (چون در رنج کشیدن: نه رنج به خودیِ خود: مجموعه ای از اثرات غیر مستقیم در میان است) نوع رسوب، زنگار یا گل‌و‌لای است که روی قلبم جمع شده؛ نوعی تلخی دل(زود رنجی‌ها، دلخوری‌ها، حسادت‌ها، کمبود عاطفه).

چه تناقضی؛ با از دست دادن مامان بر عکس چیزی که او بود می‌شوم.

می‌خواهم بر اساس ارزش های او زندگی کنم و تنها به چیزی مخالف آن می‌رسم.


مروری بر کتاب خاطرات سوگواری نوشته رولان بارت را در وبلاگ آوانگارد بخوانید.