سیرانُو جایی‌ست، چون علی‌آباد. با این حال، به مرد بیشتر سیرانو می‌گفته‌اند تا هِرکول - ساوین یَن که نامِ کوچکِ اوست. از هرکول – ساوین‌یَن دو سیرانُودو بِرژراک (۱۶۱۹ - ۱۶۵۵)، رَبُّ‌السِّیفِ وَالقَلَم، دو داستانِ فلسفی - تخیّلی ماند در سَفَر به ماه و خورشید، با دو نمایشنامه و مُشتی نامه، گذشته از مقاله‌های سیاسی. سیرانودو برژراک (۱۸۹۷)، سروده‌ی زُستان (۱۸۶۸ -۱۹۱۸)، نقدِ حالِ اوست.

روشَنَک، که معنای شَبَح گرفته از دیروز، نام زنِ سُغدی‌ی اسکندرِ مقدونی‌ست که دخترِ‌دارا می‌پنداشته‌اند. همان رُکسانه با رُخسانه‌ست (اَوِستایی: Raoxšna/ فرانسوی: Roxane که سیرانو دلبسته‌ی اوست، دلخسته.

عشقِ عُذري (الهَوَى العُذري) زمینه‌ی این قصّه‌ست. می‌گوید: «مَن عَشِقَ فَكَتَمَ و عَفَّ فَماتَ، ماتَ شَهيداً.» سیرانودو برژراک - كلامِ منظومی در تجلیلِ كلام - بهترین شرحِ این حدیثِ نبوی‌ست.

صفحه ۹۷