«عاشق لیدی چترلی» (Lady Chatterley's Lover)، برخلاف تصور عمومی، رمانی‌ست درباره‌ی وفاداری. اما نه وفاداری به قید و بندهایی که جامعه بر پای انسان است زده است، بلکه وفاداری به طبیعت و عشقی که درون آدمی موج می‌زند و او را به سمت دیگری سوق می‌دهد. توقیف چند دهه‌ايِ این رمان در بسیاری از ممالک غربی و از جمله زادگاه نویسنده‌اش، انگلستان، گویی نشان از ترس و تنفر غرب مدرن از «عشق» داشت. لارنس در همان مقاله‌ی «پورنوگرافی و آبسنيتی» اولاً نشان می‌دهد که چگونه این مفاهیم در طول زمان تغییر کرده و تفسیرهای متنوعی شده‌اند، چنان که برای مثال، «هملت» شکسپیر در دوران خودش اثری هنجارشکن تلقی می‌شده، اما امروز به‌راحتی برای ما قابل پذیرش و حتا متعالی است، اما برخی آثار آریستوفان که در زمانه‌ی خودش یکسره پذیرفتنی بودند، امروز ممکن است وقیح خوانده شوند؛ ثانياً تأکید می‌کند که از قضا آنچه به‌واقع پورنوگرافیک و مبتذل است، بی‌هیچ مشکلی در جامعه پذیرفته و حتا تبلیغ می‌شود، اما آنچه متعالی و رهایی‌بخش است، برچسبِ وقاحت خورده، کنار گذاشته می‌شود.