بوسه قاتل در نظر کوبریک صرفاً یک دست گرمی بود و از این رو، او در واقع چشم به فرصت‌های آینده دوخته بود. در زمان جنگ کره، الكس سینگر با جیمز بی. هریس در هنگ مخابرات خدمت می‌کرد و این دو با هم برای کارهای سینمایی آینده برنامه‌ریزی می‌کردند. هریس و سینگر با الهام از شیوه کوبریک در ساخت دو فیلم کوتاه و دو فیلم بلندش دست به کار ساختن فیلمی شدند، ولی نتیجة کوشش‌های‌شان به جایی نرسید. عاقبت هریس با کوبریک شروع به همکاری کرد، با این شرط که هریس تهیه‌کننده و کوبریک کارگردان باشد. هریس بلافاصله به کتاب‌فروشی رفت تا موضوعی برای فیلم بیابد. او به نسخه‌ای از فرار بی عیب و نقص، نوشتة لایونل وایت برخورد که رمانی‌ست دربارة ماجرای یک سرقت در پیست مسابقه. هریس با خود فکر کرد: «باید هیجان‌انگیز باشد».

صفحه ۴۶