پیش از خرید کتاب کنستانسیا بخوانید

آیا تبعید و ترک وطن، نوعی مرگ خاموش است؟ در این داستان رازآلود، کارلوس فوئنتس ما را به دنیایی می‌برد که مرزهای واقعیت و خیال در آن رنگ می‌بازند. اگر به روایت‌هایی درباره‌ی شقاوت مهاجرت، مرگ‌های مکرر و تاریخ ناگفته علاقه دارید، این اثر شما را به تأملی عمیق درباره‌ی معنای زنده بودن و در خانه نبودن وامی‌دارد.

درباره کتاب

داستان با مرگ عجیب «موسیو پلوتنیکوف» (همسایه و بازیگر تبعیدی روس) آغاز می‌شود که زندگی «دکتر ویتبی هال» و همسرش «کنستانسیا» را در هم می‌ریزد. در این روایت، هم موسیو و هم کنستانسیا (مهاجری از اندلس) بارها در گذشته و حال طعم مرگ را چشیده‌اند.

فوئنتس در این اثر کوتاه، با شناور ماندن بر مرز خیال و واقعیت، سرنوشت هنرمندان تبعیدی را واکاوی می‌کند. او نشان می‌دهد که ترک وطن چگونه انسان‌ها را به موجوداتی زنده اما مرده تبدیل می‌کند و ویرانه‌های تاریخ را می‌شکافد تا به حقیقت کُشنده‌ی مهاجرت برسد.

خواندن کتاب کنستانسیا به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

  • علاقه‌مندان به سبک رئالیسم جادویی و فضاهای وهم‌آلود.
  • دوست‌داران ادبیات آمریکای لاتین و قلم کارلوس فوئنتس.
  • کسانی که دغدغه‌ی خواندن درباره‌ی مفاهیمی چون مهاجرت، انزوای انسان، تاریخ و مرگ را دارند.

معرفی نویسنده، مترجم و ناشر

کارلوس فوئنتس، غول ادبیات مکزیک، در این اثر نیز به تم‌های همیشگی خود وفادار مانده و کاستی‌های تاریخ را با ابزار رمان بیان می‌کند. این کتاب با ترجمه‌ی درخشان عبدالله کوثری توسط نشر ماهی روانه‌ی بازار کتاب شده است.

جملات کتاب...

«سفالگری حواس آدم را به کار می‌اندازد، دست من باید یک ‌چیزی را لمس کند، نگران نباشید، همین‌جا بمانید. از این‌جا تکان نخورید، هنوز خیلی کارهاست که باید بکنیم.»

«آدم مرده به جای خودش برنمی‌گردد، آدم مرده باید به همان زندگی که زمانی مال او بود قناعت کند. آدم مرده با صدقۀ خاطره زندگی می‌کند.»

«آن‌چه را که تاریخ ناگفته می‌گذارد رمان باز می‌گوید.»

«کنستانسیا، خواهش می‌کنم، بگو تا به حال چندبار مرده‌ای؟»