«هیچ نظریه تئودیسه‌ای، قربانیان رنج را آرام نمی‌کند.» 

این جمله، تلویحاً شکست تمام نظریه‌های تئودیسه در طول تاریخ تفکر دینی از حیث انسان به مثابه انسان را در بر دارد. چراکه بیشتر نظریه‌های تئودیسه در بستر الاهیات آن قدر که نگران «خدا» بودند، غم «انسان» را نداشتند. می‌دانیم که وظیفه و کارکرد اصلی الاهیات و شاخه‌های مختلف کلامی به ویژه کلام در ادیان تک‌خدایـی چون یهودیت، مسیحیت و اسلام، دفاع از خدا و عدل الهی و تبیین رابطه خدا و شر و نسبت آنها با انسان بوده است و در این دفاع، «رنج انسان» در «اینجا» و «اکنون» به محاق رفته است. درواقع، متألهان و متکلمان بدون در نظر گرفتن واقعیت رنج آدمی، و تنها از چشم اندازهای متافیزیکی به موضوع شر پرداخته‌اند.

پیش‌گفتار