آدم خوب است زیاد رفیق داشته باشد. رفیق اگر شفیق باشد، نور علی نور! اگر رقیق‌القلب و همدرد و همسفر هم باشد که دیگر اتمام نعمت است. روح‌الله از این رفیق‌های حسرت‌برانگیز – که یکی دو تایش از سر آدم هم زیادی است – یک دوجین و شاید بیشتر دارد / داشت. یعنی رفاقت کرده و لابد خودش چنین رفیقی بوده / هست که این همه آدم آمده‌اند اینجا در این «بدترین جای دنیا برای قدم زدن و جست‌و‌جو کردن» و این‌طور بی‌تابی می‌کنند.

آن‌قدر داغ و شورانگیز و جگرخراش که صدای مویه مادر و خواهرش گم است. پدر و برادرش گوشه‌ای ایستاده‌اند و آب و ماسک و دستمال دست رفیق‌ها می‌دهند. رفیق خوب برای مرگ هم نعمت است...

صفحه ۱۱