زنان فیلسوف در آغاز قرن بیستم همچنان با محدودیت‌های بسیاری برای دسترسی به آموزش رسمی در فلسفه مواجه بودند، اما در این قرن توانستند به دانشکده‌های فلسفه وارد شوند و به درجه استادی برسند. گرچه نمی‌توان شواهد دال بر تبعیض جنسی را نادیده یا دست کم گرفت دست کم حالا دیگر زنی فیلسوف بودن امری غیرعادی نیست. کتاب حاضر، که جلد چهارم از مجموعه تاریخ زنان فیلسوف است، باوری شایع را به چالش می‌کشد؛ اینکه فلسفه قلمرو جولان ذهن بزرگترین مردان است. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که زنان فیلسوف معاصر، مانند همتایان مردشان در شکل دادن به مسائل کلان فلسفه دخیل بوده‌اند؛ نوشته‌هایی برای اعقاب خود به جا گذاشته‌اند؛ مریدان شاگردان و پیروانی داشته‌اند؛ و در آکادمی‌ها و انجمن‌های تخصصی به پرورش و پیشرفت دیگر فیلسوفان کمک کرده‌اند.

پشت جلد