ماهی آزاد

در تنگای آب،

لختی نفس تازه می‌کنم! 

سنگین از بار هزار در سرخ و سفید

که امانت به من سپرده‌اند،

تا به سلامت

به میعادگاه برسانمشان!

تنم زخمی هزار تیغه‌ی سنگ

و باله‌هایم نخ نمای صدا آبشار تند!

نیمی از من مانده است

و نیمی از راه!

صفحه ۲۹