خواهر جنون

آذرخش روشن می کند دره های حاشیه کوه را

در خیال به لحظه هایی!

خیلی نیستم

آنی می آییم و باز دوباره خیلی نیستیم

و این خیلی زمان است!

لاهوت است!

ناسوت است!

و آن ما حتی فرصت خوب دیدن به ما نمی دهد!

ما هیچ گاه همدیگر را به تامل نمی نگریم

زیرا مجال نیست!

صفحه 36