تجسم محبوبیت خارق‌العاده‌ای که ویکتور هوگو در زمانه‌اش در مغرب زمین و حتی فراتر از آن کسب کرده بود امروزه دشوار می‌نماید. به برکت استعداد زودرس‌اش در شعر از همان نوجوانی در محافل ادبی و روشنفکری صاحب نام شد و، سپس، آثار تئاتری‌اش، به خصوص از شب افتتاحیه‌ی پرهیاهوی ٬ ارنانی ، در ۲۵ فوریه ۱۸۳۰، که به گونه‌ای نمادین از تولد جنبش رمانتیسم در فرانسه خبر می‌دهد، نمایشنامه‌نویس جوان را به چهره‌ای چنان مشهور بدل کردند که در ایام ما فقط با بعضی خوانندگان یا بازیگران سینما قابل مقایسه است. رمان‌های‌اش، عمدتاً نوتردام پاریس، و سپس بینوایان ، شمار خوانندگان‌اش را به صورت تصاعدی هندسی افزایش دادند و قلمرو فرانسه را درنوردیدند و به عرصه زبان های دیگر راه یافتند و خیلی زود ژان والژان و کازیمودو در سایر کشورها همان قدر شناخته شده بودند که در فرانسه. همپای اعتبار ادبی‌اش، مشارکت فعالاش در سیاست، در مقام نماینده‌ی مجلس و خطیب، مفسر و تحلیلگر وقایع روز، وجهه‌ی اجتماعی‌اش را استحکام بخشید.