با دیدن اتاق که جز علائم ورود خشن ما به کلی دست نخورده بود، اندکی آرام و قرار گرفتیم و کمی بعد آنقدر به خودمان آمدیم که مردها را مرخص کنیم. مادمازل به فکرش رسید که چه بسا کارمیلا با قیل وقال پشت در اتاقش از خواب بیدار شده و در سراسیمگی اولیه از تختش پایین پریده و خود را در گنجه یا پشت پردهای پنهان کرده . بود و نمی توانست از جایش بیرون بیاید تا پیشکار و دستیارانش اتاق را ترک کنند. سپس جستوجویمان را دوباره شروع کردیم و ازنو اسمشرا صدا زدیم.
صفحه ۸۷